با یک هفته غیبت به دلیل عدم هماهنگی من در این جلسه گروه درمانی حاضر شدم ، این هفته سه همجنسگرا بودیم و شش تراجنسی و دو گرداننده جلسه به همراه عده ای که بعد آمدند ،
یکی از دوستان همجنسگرا گله داشت که میخواست برای تغییر محل جلسه نامه ای تهیه کنه و دوستان امضاء کنند که محل عوض بشه ولی هیچ کس همکاری نکرده و گله داشت که دوستان در فعالیت های گروهی شرکت نمیکنند.
یکی از مسئولین جلسه به ترتیب از حاضرین پرسید که هفته گذشته چه کار کردید ، اولین نفر گفت که به یک مهمانی رفته و جدیدا شروع کرده به لباس زنانه پوشیدن و این باعث شده احساس بهتری داشته باشه.
بعد دوباره راجع به عمل تغییر جنسیت بحث شد و دوستان گفتند که کسانی که پیش دکتر میرجلالی تغییر جنسیت دادن بعد از عمل از نظر جنسی ارضاء نمیشن ، ولی کسانی که پیش دکترهای دیگه عمل کردند این مشکل را ندارند.
دو تا از دوستان همجنسگرا گفتند که موقع مفعول بودن دوست ندارند ارضاء بشند ، بعد راجع به گی هایی که تغییر جنسیت دادن صحبت شد ، یکی از دوستان گفت که از یک گی شنیده که فقط برای کاسبی کردن تیپ زنونه داره و یکی از گی هایی که تغییر جنسیت داده بسیار ناراضی هست و زندگی با وضع جدید براش غیر قابل تحمل شده . ولی تراجنسی ها نسبت به تغییر جنسیت احساس بسیار خوبی دارند ، یکی از دوستام گفت ما قبل از تغییر جنسیت شوخی طبیعت هستیم و بعد از آن شاهکار طبیعت. این عزیز ادامه داد من تازه به صورت جدی لباس زنانه پوشیدن را شروع کردم و واکنش خانواده و فامیل این بوده که بعضی ها گفتند که زیاد آرایش میکنی ، بعضی ها گفتند چادر سر کن و از وقتی لباس زنانه پوشیدم احساس آرامش بیشتری میکنم و در خیابون کمتر مشکل دارم.
یکی از عزیزان تراجنسی دیگر گفت که با چادر همراه با دختر همسایه به زیارت یکی از امامزاده ها رفته و با پوشش زنانه بسیار احساس راحتی میکردم .
در این میان دو خبرنگار سوئدی که از طرف یکی از دوستان دعوت شده بودند به همراه مترجم وارد شدند ولی اجازه تهیه گزارش و عکس برداری و حتی ترجمه صحبت ها داده نشد و مجبو شدند ساکت یک گوشه بنشینند.
بعد بحث ادامه پیدا کرد و یکی از عزیزان تراجنسی (مرد به زن) گفت همه به من میگن تو دختر نیستی پسری و گفت چون هفته پیش با دوست دخترش بوده نتونسته در جلسه شرکت کنه و گفت که در این جمع احساس راحتی میکنه چون همه به چشم پسر بهش نگاه میکنن و با اسم مردانه صداش میزنن ، و گفت که توی خیابون اگه پسر ها بهش تیکه بندازن خیلی ناراحت میشه و دعوا میکنه چون دوست نداره بهش به چشم زن نگاه کنند.
یکی از عزیزان تراجنسی پرسید که چطور میشه این مسئله را با فامیل در میان بگذاره و حل کنه چون روابط فامیلی بسیار مستحکم دارند و نمیشه این مسئله را داخل خانواده خودش نگه داره ، یکی از دوستان تراجنسی گفت که توی یک خانواده مذهبی بودم و باید با فامیل روبرو میشدم ، همین که جریان من مطرح شد از فامیل نزدیک که ازشون توقع بیشتری داشتم ترد شدم ولی بعضی از افراد دیگر فامیل من را پذیرفتند و توسیه کرد که به اونهایی که میشه باید این مسئله را توضیح داد. یکی از دوستان تراجنسی دیگر گفت که با برادر یکی از تراجنسی ها قرار گذاشته تا باهاش صحبت کنه و مسئله را براش توضیح بده ولی هر چی توضیح میداده اون فقط به این فکر بوده که چطور برادرش تراجنسی نباشه ، یکی ار تراجنسی ها گفت که فامیل ما فقط دو تا پسر داره و میترسن نسلشون از بین بره. دوستان عقیده داشتند که مشکلاتشون باعث شده در زندگی تجربیات زیادی کسب کنند و نسبت به سنشون بیشتر بدونند.
یکی از دوستان همجنسگرا گله داشت که میخواست برای تغییر محل جلسه نامه ای تهیه کنه و دوستان امضاء کنند که محل عوض بشه ولی هیچ کس همکاری نکرده و گله داشت که دوستان در فعالیت های گروهی شرکت نمیکنند.یکی از مسئولین جلسه به ترتیب از حاضرین پرسید که هفته گذشته چه کار کردید ، اولین نفر گفت که به یک مهمانی رفته و جدیدا شروع کرده به لباس زنانه پوشیدن و این باعث شده احساس بهتری داشته باشه.
بعد دوباره راجع به عمل تغییر جنسیت بحث شد و دوستان گفتند که کسانی که پیش دکتر میرجلالی تغییر جنسیت دادن بعد از عمل از نظر جنسی ارضاء نمیشن ، ولی کسانی که پیش دکترهای دیگه عمل کردند این مشکل را ندارند.
دو تا از دوستان همجنسگرا گفتند که موقع مفعول بودن دوست ندارند ارضاء بشند ، بعد راجع به گی هایی که تغییر جنسیت دادن صحبت شد ، یکی از دوستان گفت که از یک گی شنیده که فقط برای کاسبی کردن تیپ زنونه داره و یکی از گی هایی که تغییر جنسیت داده بسیار ناراضی هست و زندگی با وضع جدید براش غیر قابل تحمل شده . ولی تراجنسی ها نسبت به تغییر جنسیت احساس بسیار خوبی دارند ، یکی از دوستام گفت ما قبل از تغییر جنسیت شوخی طبیعت هستیم و بعد از آن شاهکار طبیعت. این عزیز ادامه داد من تازه به صورت جدی لباس زنانه پوشیدن را شروع کردم و واکنش خانواده و فامیل این بوده که بعضی ها گفتند که زیاد آرایش میکنی ، بعضی ها گفتند چادر سر کن و از وقتی لباس زنانه پوشیدم احساس آرامش بیشتری میکنم و در خیابون کمتر مشکل دارم.
یکی از عزیزان تراجنسی دیگر گفت که با چادر همراه با دختر همسایه به زیارت یکی از امامزاده ها رفته و با پوشش زنانه بسیار احساس راحتی میکردم .
در این میان دو خبرنگار سوئدی که از طرف یکی از دوستان دعوت شده بودند به همراه مترجم وارد شدند ولی اجازه تهیه گزارش و عکس برداری و حتی ترجمه صحبت ها داده نشد و مجبو شدند ساکت یک گوشه بنشینند.

بعد بحث ادامه پیدا کرد و یکی از عزیزان تراجنسی (مرد به زن) گفت همه به من میگن تو دختر نیستی پسری و گفت چون هفته پیش با دوست دخترش بوده نتونسته در جلسه شرکت کنه و گفت که در این جمع احساس راحتی میکنه چون همه به چشم پسر بهش نگاه میکنن و با اسم مردانه صداش میزنن ، و گفت که توی خیابون اگه پسر ها بهش تیکه بندازن خیلی ناراحت میشه و دعوا میکنه چون دوست نداره بهش به چشم زن نگاه کنند.

یکی از عزیزان تراجنسی پرسید که چطور میشه این مسئله را با فامیل در میان بگذاره و حل کنه چون روابط فامیلی بسیار مستحکم دارند و نمیشه این مسئله را داخل خانواده خودش نگه داره ، یکی از دوستان تراجنسی گفت که توی یک خانواده مذهبی بودم و باید با فامیل روبرو میشدم ، همین که جریان من مطرح شد از فامیل نزدیک که ازشون توقع بیشتری داشتم ترد شدم ولی بعضی از افراد دیگر فامیل من را پذیرفتند و توسیه کرد که به اونهایی که میشه باید این مسئله را توضیح داد. یکی از دوستان تراجنسی دیگر گفت که با برادر یکی از تراجنسی ها قرار گذاشته تا باهاش صحبت کنه و مسئله را براش توضیح بده ولی هر چی توضیح میداده اون فقط به این فکر بوده که چطور برادرش تراجنسی نباشه ، یکی ار تراجنسی ها گفت که فامیل ما فقط دو تا پسر داره و میترسن نسلشون از بین بره. دوستان عقیده داشتند که مشکلاتشون باعث شده در زندگی تجربیات زیادی کسب کنند و نسبت به سنشون بیشتر بدونند.
2 comments:
درود بر شما :
دوست گرامی این نشست در ایران بوده یا خارج ؟
آیا نام شما امیر است ؟
درود ، بله در ایران بوده
Post a Comment