در این جلسه تعدادی از متخصصین بهزیستی به همراه تعدادی از عزیزان تراجنسی و خود من که همجنسگرا هستم حضور داشتیم ، ما خودمون را معرفی کردیم و بحث هایی راجع به زندگی شخصی دوستان تراجنسی آغاز شد . تمام عزیزان تراجنسی از ظاهر خودشان ابراز نارضایتی کردند.
یکی از عزیزان تراجنسی (مرد به زن) توضیح داد که بعد از بلوغ صداش نازک شد و کم کم به عنوان اوا خواهر به او نگاه شد ، اولین دوست پسرش را در سربازی پیدا کرد ، بعد ها به خواستگرای یک دختر رفت به این دلیل که فکر میکرد باید یک پسر باشد و حتی دوست دختر هم پیدا کرد ولی هیچ جذابیتی براش تداشت و نتونست به این وضع ادامه بده ، بعد همه چیز یواش یواش از پارک دانشجو شروع شد و در آنجا برای اولین بار پسر های آرایش کرده را دید و در این زمان فکر میکرد که باید یک همجنسگرای فاعل باشد ولی بعد ها متوجه شد که میتواند تغییر جنسیت دهد .
اکثر عزیزان گفتند که اول فکر میکردند همجنسگرا هستند.
یکی از مسئولین جلسه پرسید که شما زن بودن را چگونه تعریف میکنید و پاسخ هایی که داده شد این بود:
زن کامل کننده مرد است - زن میتواند به تنهایی زن باشد - حمایت شدن از جانب مرد - مادر شدن
یکی از عزیزان تراجنسی (زن به مرد) در مورد خصوصیات خود گفت که نمیتواند زن باشد و از روسری پوشیدن بدش میاد و تمایل داره که تشکیل خانواده بده و سرپرستی خانواده را به عهده بگیره ، و در تعریف مرد بودن گفت :
- مرد باید کار کنه - قوی باشه- زن اصلا نباید کار کنه- بتونه از همسر و خانواده حمایت کنه و نزاره مشکلی برای خانواده پیش بیاد - زنش از چیزی کم نداشته یاشه
یکی از مسئولین جلسه پرسید تراجنسی ها تا چه حد به آموزش برای زن و مرد بودن (جنسیت مورد علاقه خود) نیاز دارند ، و همه با اسرار گفتند که نیازی به آموزش برای مهارت های زن و مرد بودن نیست و خودشون تجربیات کافی را برای مرد و زن بودن دارند.
به مدت یک دقیقه به احترام شهرام شمالی که دیگر در بین ما نیست سکوت شد ، این تراجنسی گرامی حدود 4 سال پیش به صورت مشکوکی در زندان جان خود را از دست داد در حالی که 16 روز به پایان محکومیتش باق مانده بود و از طرف مسئولین زندان خودکشی اعلام شد .
Tuesday, May 23, 2006
گزارش بسیار خلاصه از جلسه گروه درمانی تراجنسی ها - 2 خرداد 85
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
0 comments:
Post a Comment